أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

33

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

من و محمد بن النعمان صاحب الطاق ابو جعفر الاحول و جماعتى از اصحابان صادق عليه السّلام بمدينه بوديم و مردم گمان چنان مىبردند كه عبد الله جعفر پسر مهمترين بود امام و قائم مقام اوست ما در نزديك او شديم و گفتيم : يابن رسول اللّه اگر مردى دويست درم دارد بر او زكات آن چند باشد ؟ - گفت : پنج درم ، گفتيم : اگر صد درم دارد گفت : دو درم و نيم ، ما گفتيم : يابن رسول اللّه مرجيان چنين نميگويند گفت : من ندانم كه تا مرجيان چگويند ، ما از نزديك او بيرون آمديم نااميد و دانستيم كه او امام نيست براى قلّت علم او در شرع ، در گوشهء بنشستيم و با يكديگر ميگفتيم در سرّ كه : ما كجا رويم و با كه فزع كنيم ؟ أ إلى المرجئة أم إلى القدريّة أم إلى الزيديّة أم إلى المعتزلة ؟ درين ميان پيرى از دور پديد آمد كه ما او را نميشناختيم و اشارت كرد بابو جعفر الاحول و او را بخواند ما هيچ شك نكرديم كه از جملهء عيون و جواسيس بود كه ابو منصور دوانيقى جاسوسان برداشته بود و بر گماشته تا بداند كه شيعهء صادق بنزديك كه شوند و قائم مقام او كه باشد ؟ - من گفتم : انّا للّه و انّا اليه راجعون كار افتاد و ليكن شما برويد كه او مرا ميخواند تا شما نيز هلاك نشويد و من خائف و انديشه ناك در پى او استادم « 1 » مرا بياورد تا بدر سراى موسى بن جعفر عليه السّلام و آنجا بنشانيد و بخادمى سپرد و او در سراى شد و ساعتى بود يكى بدر آمد كه در آى ، من در سراى شدم راست كه چشمش بر من افتاد گفت : إلىّ إلىّ لا إلى الجبريّة و لا إلى القدريّة و لا إلى المرجئة و لا إلى الزيديّة و لا إلى المعتزلة ، من رفتم و پيش او بنشستم او را گفتم : يابن رسول اللّه پدرت با جوار حق انتقال كرد ؟ - گفت : آرى ، گفتم : يابن رسول اللّه بمرگ مرد ؟ - گفت : بلى ، گفتم : ما را رجوع با كيست پس از او ؟ - گفت : ان شاء اللّه ان يهديك هداك گفتم : يابن رسول اللّه برادرت عبد اللّه دعوى امامت مىكند ، گفت : عبد اللّه يريدان لا يعبد اللّه ، نميخواهد كه خدايرا بپرستد گفتم : يابن رسول اللّه فمن لنا بعده ؟ - امام كيست از پس پدرت ؟ - گفت : من اين نميگويم با خويشتن گفتم هيچ فايدهء حاصل نميشود گفتم : يابن رسول اللّه أ عليك امام ؟ - بر تو امام هست ؟ گفت : نه گفت : چون اين سخن ازو بشنيدم چندان هيبت او در دل من آمد و اعظام و اجلال او كه

--> ( 1 ) - كذا در نسخهء قديمى و در تفسير ابو الفتوح صريحا و در بعضى نسخ « افتادم » .